أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
74
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
نخلةالشاميه « 1 » بود . لات در طائف « 2 » و منات « 3 » در منطقهء قديد ، در ساحل درياى سرخ در شمال مكه بود . گفتهاند قريش در طواف خود مىگفت : واللات و العُزّى ، و مناة الثالثة الاخرى ، تلك الغرانيق العُلا ، إِنّ شفاعتَهنَّ لتُرتجى . هُذَيل هم بتى به نام سواع داشتند كه در كنار آن عبادت مىكردند . آنان در كنار بتى با نام غبغب هم قربانى مىكردند . نيز تيرهايى ( ازلام ) در كعبه بود كه وقتى در امرى با يكديگر نزاع مىكردند يا بناى تصميمى داشتند ، به سراغ آنها رفته ، به انتخاب مىنشستند . اگر تيرى در مىآمد كه روى آن امر يا نهى بود به همان صورت كه امروزهاصحاب خيره « 4 » وقرعه عملمىكنند ، آنهانيز براساسآنامرونهى ، عمل مىكردند . « 5 » مورّخان ديانت عرب را به دو قسمت كردهاند : حُلّه و حُمس . حمس از آن كسانى بود كه در ديندارى سختگير بودند . كلمهء حمس ، به معناى تشدّد است . اين اعتقاد در ميان قبايلى بود كه مشهورترين آنها عبارت بود از : كنانه ، خزاعه ، اوس ، خزرج و . . . ؛ قريش در اين باره ، يعنى داشتن ديانت حمس ، از همه جلوتر بود . به همين دليل بود كه وقتى يكى از آنان احرام حج يا عمره مىبست ، داخل خانه يا خيمه و باغ نمىشد . زمانى كه كارى در خانهاش داشت به داخل خانه نمىرفت بلكه از بيرون ، جايى را سوراخ كرده از آنجا اهل خانه را صدا مىكرد تا چيزى را كه مىخواهد برايش بياورند . نيز وقتى محرم مىشدند ، چيزهايى مانند روغن و شير و پوشيدن لباس پشمين و مويين و استظلال به آنها و ريسيدن و بافتن را هم بر خود حرام مىكردند . « 6 » زمانى هم كه حُجّاج در عرفات وقوف مىكردند ، اهل حمس از حرم خارج
--> ( 1 ) . نخلة الشاميه از وادى فاطمه تا مضيق است و نخلة اليمانيه هم به آن متصل است ، جايى در راه طائف از وادى كهامروزه به آن اليمانيه گفته مىشود . ( عاتق ) : محل عزّى امروزه معلوم است ، جايى است در درهاى كه به آن سقام گفته شده و امتداد آن به نخلة الشاميه در جنوب مىرسد . ( 2 ) . در سمت غربى و نزديك مسجد ابن عباس در طائف ( عاتق ) . ( 3 ) . براى تعيين محل آن به كتاب على طريق الهجره مراجعه فرماييد ( عاتق ) . ( 4 ) . اگر مقصود از « خيره » استخاره باشد امر مشروعى است . اما قرعه با استقسام به ازلام مشروعيت ندارد . ( 5 ) . بنگريد : الأصنام كلبى ، ص 25 و بعد از آن . ( 6 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 1 ، ص 115 و بعد از آن .